چی بگم دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام ای غنچه های باغ دانش سلام ای تشنه راه پژوهش
سلامی هم به گرمای محبت سلامی می كنم از روی عادت
پس از یك سال جنگ با غول كنكور ببردین جان به در از پنجه گور
دلا صابون زده خوشحال و بی غم ولی این خنده ها كم میشه كم كم
میگن دانشكده معروف به كاخه اگه اغراق نباشه خیلی شاخه
آره اینجا توانبخشیه اسمش عروسش ارتوپد فنیه اسمش
یه دو تا رشته هم هست نا حسابی آره گفتار و فیزیوتراپی
فیزیو اسم اصلیش ایروبیكه میگن این رشته خیلی تاپ و شیكه
ولی اندر توهم غرق و خوابن یه كم این بچه ها سر در كتابن
چهار سال مثل چیز میخونن اما میشن استاد نرمش حیفه والله
از این گفتار درمانی نمی گم دیگه از كاردرمانی نمی گم
به قول شاعر رند زمانه عیانه پس چه حاجت به بیانه
اونا هم عمرو كردن حیف و باطل نهایت كه میشن معطل و ول
حالا بعد از سلام و مدح تقدیر كنم روزای هر ترمت رو تفسیر
یه روز از هشت صبح نجاری داری یه روز آهنگری گچ كاری داری
یه روزسیمان یه روزگچ و یه روزچوب توبا كوشش میشی یك بنای خوب
ز صبح تا ظهر پاتوق تو زیر زمینه میشی اوستای نجار حسنش اینه
خلاصه وقت ظهر نایی نداری تحمل كن دیگه راهی نداری
دم ظهر رفیقت كفش پاته كه راه سلف اینجا تا هراته
میری تو صف با صد رنج و زاری تازه میبینی ای وای كارت نداری
میگی كارتت فراموشت شد امروز فراموشی شده داستان هر روز
میگن از گشنگی ایمان نداریم میگن امروز ژتون میهمان نداریم
شكم خالی و دست از پا درازتر میگیری جاده ی كاخو تو از سر
شده عصر و بازم درسای هر روز تو موندی و هزاران درد جانسوز
غروب از سر میگیری راه خونه یا خوابگاه كه مثله خونه میمونه
شبا میخوابی با كابوس فردا چهار سال این چیزا هست با تو همراه
نگیر از من به دل هرچی شنیدی فراموش كن شتر دیدی ندیدی