اندامهای مصنوعی

آشنایی  با اندامهای مصنوعی :

علوم توانبخشی معلولیت را مجموعه ای از اختلالات جسمی - ذهنی - اجتماعی که منجر به عدم توانایی برای ادامه زندگی مستقل می گردد  تعریف کرده است .

سازمان بهداشت جهانی توانبخشی را اولین پاسخ به معلولیت دانسته و به عبارتی توانبخشی را مجموعه ای از اقدامات و خدمات پزشکی - آموزشی - اجتماعی و حرفه آموزی می داند که جهت باز توانی جسمی - روانی - اجتماعی  و حرفه ای معلولین و ارتقاء سطح کارایی آنان تا بالاترین حد ممکن به منظور دستیابی به یک زندگی مستقل در جامعه ارائه می گردد.

در دانش توانبخشی جهت بازتوانی و درمان معلولین برنامه جامع توانبخشی بر اساس کارهای تیمی در نظر گرفته می شود . این برنامه از سه تیم مختلف تشکیل شده است :

1-  تیم توان پزشکی

2- تیم توانبخشیس حرفه ای

3- تیم توانبخشی اجتماعی

این تیم باید در یک برنامه هماهنگ توانبخشی بطور منظم عمل نمایند تا بازتوانی معلول به بهترین شیوه ممکن انجام پذیرد .

تیم توان پزشکی شامل : پزشک متخصین - فیزیوتراپیست - کاردرمان - گفتار درمان - متخصص ارتوپدی فنی است که با توجه به نوع معلولیت به توانبخشی مدد جویان می پردازند .

وظیفه متخصص ارتوپدی فنی در این تیم طراحی و ساخت یکسری وسائل کمکی شامل ازتزوپروتز برای مددجویان و بیماران می باشد که به منظور درمان ایجاد تواناییهای بیشتر و مشکلات آنها می باشد .

ادامه نوشته

یه تبریک خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی بزرگ

در جلسه مورخ 23 آبان ماه 1390 که در سازمان نظام پزشکی برگزار گرديد با زحمات خاص جناب آقای دکتر ابراهيمی، تلاش‌ جناب آقای دکتر کامياب، آقای کاشانی و آقای سعيدی سرانجام رشته ارتوز و پروتز به طور قطعی در سازمان نظام پزشکی عضويت يافت اين موفقيت را به همه اعضای رشته ارتوز و پروتز ايران تبريک می‌گوئيم.

کفش طبی و انواع کفی‌ های طبی

کفش طبی چیست؟

اصطلاحا کفش طبی به کفشی گفته می شود که در کارگاهی خاص، با تجویز پزشک و زیر نظر مهندسین ارتوپدی فنی ساخته شود.

بیمارانی هستند که به دلیل مشکلاتی از قبیل قطع عضو در ناحیه پا و یا قسمتی از پنجه و دیگر بیماری ها دچار دفورمیتی و ناهنجاری شده اند که استفاده این افراد از کفش طبی و کفی های مخصوص می تواند، کمک قابل توجهی را به این عزیزان بکند.

ادامه نوشته

دست هاي جديد الكترونيكي

 دستهاي جديد الكترونيكي كه مطابق با اصول حركات طبيعي دست ساخته شده ، جديدترين اختراع در سال گذشته ميلادي است كه تحولي  بزرگ در زندگي بيماران ايجاد كرده است . دست هاي جديد الكترونيكي مهمترين تكنولوژي نسل آينده علم بيونيك و تاكنون با استفاده  از علم بيونيك پيشرفتهاي بزرگي در تحقيق و توسعهاستو علوم مهندسي ايجاد  شده است .
ادامه نوشته

ترس از سرطان پوست، خطر ابتلا به بيماريهاي استخواني را افزايش مي‌دهد

نتايج يك نظرسنجي نشان داده است كه ترس از ابتلا به سرطان پوست در برخي افراد به قدري زياد است كه به دليل پوشاندن كامل خود از نور آفتاب با خطر ابتلا به بيماريها و مشكلات استخواني مواجه مي‌شوند.
به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، ‌انجمن ملي استخوان انگليس ضمن اعلام نتايج اين نظرسنجي منتشر كرد كه فقدان ويتامين d در بدن كه بخشي از آن در نتيجه تماس با نور خورشيد توليد مي‌شود، مي‌تواند احتمال شكستگي‌هاي استخواني را افزايش دهد.

اين انجمن توصيه مي‌كند؛ بويژه در مناطقي كه نور آفتاب كم است افراد ناهار خود را در فضاي آزاد بخورند و يا حتي به باغباني بپردازند.
يك سخنگوي مركز تحقيقات سرطان در انگليس ضمن تاييد اين مطلب خاطرنشان ساخت كه ويتامين d در بدن در اثر تماس با نور خورشيد مدت زيادي قبل از بروز اولين علائم آفتاب سوختگي توليد مي‌شود، لذا نيازي نيست كه افراد زمان زيادي در نور خورشيد قرار بگيرند.
از سوي ديگر، پژوهشگران مي‌گويند؛ دو هفته دراز كشيدن در ساحل باعث نمي‌شود كه افراد در باقي سال به آفتاب بي نياز شوند.
ادامه نوشته

وقتي ستون فقرات به ستوه مي‌آيد

كارهاي روزانه ما مي‌تواند روي ستون فقرات اثرات منفي داشته باشد، مثلا يك كارگر در محل كار خود با انجام غلط حركات مي تواند به ستون فقرات خود صدمه بزند.
اين صدمه مي تواند با يك حركت ناگهاني با فشار زياد ايجاد شود، مانند بلند كردن ناگهاني يك جسم سنگين از روي زمين، يا مي‌تواند در اثر تکرار حركات غلط و با فشار كم روي ستون فقرات، به مرور زمان ايجاد شود.
هميشه درد يك علامت خطر است و بايد به آن توجه كرد.
درد ستون فقرات نشانه به ستوه آمدن ستون فقرات از كارهاي غلط شماست.
اكنون بايد ياد بگيريم چگونه كارهاي روزانه خود را به طور صحيح انجام دهيم تا كمترين فشار را به ستون فقرات وارد کنيم.
ادامه نوشته

دیوار....

در يکي از روستـاهاي ايتاليـا، پسر بچه شـروري بود که ديگران را با سخنـان زشتش خيلي ناراحت مي کرد.
روزي پدرش جعبه اي پر از ميخ به پسر داد و به او گفت: هر بار که کسي را با حرفهايت ناراحت کردي، يکي از اين ميخها را به ديوار انبار بکوب.
روز اول، پسرک بيست ميخ به ديوار کوبيد. پدر از او خواست تا سعي کند تعداد دفعاتي که ديگران را مي آزارد ، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد ميخهاي کوبيده شده به ديوار کمتر و کمتر شد.
يک روز پدرش به او پيشنهاد کرد تا هر بار که توانست از کسي بابت حرفهايش معذرت خواهي کند، يکي از ميخها را از ديوار بيرون بياورد.
روزها گذشت تا اينکه يک روز پسرک پيش پدرش آمد و با شادي گفت: بابا، امروز تمام ميخها را از ديوار بيرون آوردم!
پدر دست پسرش را گرفت و با هم به انبار رفتند، پدر نگاهي به ديوار انداخت و گفت: آفرين پسرم! کار خوبي انجام دادي. اما به سوراخهاي ديوار نگاه کن. ديوار ديگر مثل گذشته صاف و تميز نيست. وقتي تو عصباني مي شوي و با حرفهايت ديگران را مي رنجاني، آن حرفها هم چنين آثاري بر انسانها مي گذارند. تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو کني و آن را بيرون آوري، اما هـزاران بـار عذرخواهـي هم نمي تواند زخم ايجاد شده را خوب کند.

معنی نام کشورهای جهان

۱.    ايران : سرزمين آريايي‌ها٬ برگرفته از واژهٔ �آريا� بمعني نجيب و شريف
۲.  اسرائيل : جنگيده با خدا (عبري)
۳.    ايالات متحده امريكا :از نام آمريگو وسپوچي دريانورد ايتاليايي
۴.   پاراگوئه : اين سوي رودخانه
۵.    پاناما :جاي پر از ماهي(زبان كوئِوا)
۶. عراق : شايد ازايراك به معناي ايران كوچك(فارسي)
۷.   كويت : دژ كوچك (هندي-عربي)

.

.

.

ادامه نوشته

مراقبت از چشمها

داشتن بینایى خوب و قوى امرى حیاتى است. آیا همه آنچه كه باید براى حفظ این بینایى رعایت كرد را مى دانید و به كار مى گیرید اگر در حال كوتاه كردن چمن هستید یا بازى تنیس یا حتى  به دلیل قرار داشتن در وضعیت خاص ، چشمان شما نیاز به مراقبت ویژه خواهد داشت.

ادامه نوشته

مواد لازم عاشقی

1-تلفن: شرط لازم و کافی برای شروع، ثبوت و گسترش یک رابطه عاشقانه

2-همکلاسی: یک تصادف تاریخی!

3-هدیه: بروز عینی ماکزیمم عشق دو کبوتر

4-اتومبیل: وسیله‌ای برای آزاد شدن انرژی جنبشی


ادامه نوشته

چی بگم دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام ای غنچه های باغ دانش                              سلام ای تشنه راه پژوهش

سلامی هم به گرمای محبت                              سلامی می كنم از روی عادت

پس از یك سال جنگ با غول كنكور                        ببردین جان به در از پنجه گور

       دلا صابون زده خوشحال و بی غم                      ولی این خنده ها كم میشه كم كم

           میگن دانشكده معروف به كاخه                             اگه اغراق نباشه خیلی شاخه

    آره اینجا توانبخشیه اسمش                         عروسش ارتوپد فنیه اسمش

یه دو تا رشته هم هست نا حسابی                            آره گفتار و فیزیوتراپی

       فیزیو اسم اصلیش ایروبیكه                          میگن این رشته خیلی تاپ و شیكه

      ولی اندر توهم غرق و خوابن                                یه كم این بچه ها سر در كتابن

       چهار سال مثل چیز میخونن اما                               میشن استاد نرمش حیفه والله

    از این گفتار درمانی نمی گم                                    دیگه از كاردرمانی نمی گم

    به قول شاعر رند زمانه                                        عیانه پس چه حاجت به بیانه

     اونا هم عمرو كردن حیف و باطل                             نهایت كه میشن معطل و ول

حالا بعد از سلام و مدح تقدیر كنم                             روزای هر ترمت رو تفسیر

   یه روز از هشت صبح نجاری داری                        یه روز آهنگری گچ كاری داری

    یه روزسیمان یه روزگچ و یه روزچوب                 توبا كوشش میشی یك بنای خوب

  ز صبح تا ظهر پاتوق تو زیر زمینه                      میشی اوستای نجار حسنش اینه

خلاصه وقت ظهر نایی نداری                                 تحمل كن دیگه راهی نداری

  دم ظهر رفیقت كفش پاته                                         كه راه سلف اینجا تا هراته

    میری تو صف با صد رنج و زاری                           تازه میبینی ای وای كارت نداری

میگی كارتت فراموشت شد امروز                         فراموشی شده داستان هر روز

میگن از گشنگی ایمان نداریم                              میگن امروز ژتون میهمان نداریم

شكم خالی و دست از پا درازتر                              میگیری جاده ی كاخو تو از سر

شده عصر و بازم درسای هر روز                              تو موندی و هزاران درد جانسوز

غروب از سر میگیری راه خونه                                یا خوابگاه كه مثله خونه میمونه

شبا میخوابی با كابوس فردا                          چهار سال این چیزا هست با تو همراه

نگیر از من به دل هرچی شنیدی                              فراموش كن شتر دیدی ندیدی

میوه رو بامعده پرنخورید

راه صحیح خوردن میوه ها چیست ؟
این است که میوه ها را بعد از مصرف غذا نخوریدمیوه ها باید زمانی خورده شوند که معده خالی است.

اگر میوه ها را به آن صورت بخورید، نقش مهمی در مسموم کردن سیستم بدنتان خواهند داشت بدنتان را با مقدار زیادی انرژی تامین میکنند که این انرژی به جای مفید بودن باعث از دست دادن وزن و کاهش قدرت برای انجام دیگر فعالیتهای زندگی میشود.
میوه مهم ترین خوراکهاست
برای مثال درنظر بگیرید که دو تکه نان و یک تکه میوه خورده اید تکه میوه آماده است که مستقیما وارد معده تان و روده تان شود اما به دلیل آن دو تکه نان، از ورود سریع آن به معده جلوگیری می شود .

در این بین همه غذا فاسد شده، تخمیر میشود و به اسید تبدیل میشود به محض اینکه درون معده، میوه با غذا و آنزیمهای گوارشی تماس پیدا میکند، همه حجم غذا شروع به از بین رفتن و فاسد شدن میکند پس لطفا میوه های خود را زمانی مصرف کنید که معده تان خالی است و یا قبل از خوردن وعده های غذاییتان میل کنید .

شما بارها شنیده اید که بسیاری شکایت میکنند که هر زمان که هنوانه میخورم، غذا بالا می آید، و یا هر زمان که میوه درخت قهوه سودانی را می خورم معده ام نفخ میکند، زمانی که موز میخورم همش حس اینکه باید فورا به دستشویی بروم را دارم و غیره- در حقیقیت همه اینها اتفاق نخواهند افتاد اگر میوه را زمانی بخورید که معده تان خالی است. میوه ها با غذای فاسد شده ترکیب میشوند و گاز تولید میکنند و درنتیجه شما بالا می آورید .

سفیدی مو، تاس شدن، عصبانیت و گودی های سیاه زیر چشم، هیچكدامشان اتفاق نخواهند افتاد اگر با معده خالی میوه میل کنید.

با توجه به تحقیقات دکتر هربرت شلتون، بایستی بدانیم که چنین موضوعی صحیح نیست که بعضی از میوه ها مانند پرتقال، نارنج و لیمو خودشان اسیدی هستند. چرا که همه میوه ها در بدن قلیایی میشوند اگر شما روش صحیح میوه خوردن را کاملا بیاموزید شما به راز زیبایی، عمر طولانی، سلامت، انرژی، شادابی و وزن طبیعی دست پیدا خواهید کرد، زمانی که نیاز دارید که آب میوه بنوشید- فقط آب میوه تازه بنوشید نه آب میوه کنسروها.

حتی آب میوه هایی که بسیار سفت هستند را ننوشید میوه های پخته شده را نخورید چرا که هرگز ماده مغذی میوه ها را دریافت نخواهید کرد.

تنها مزه شان را دریافت میکند پختن، تمام ویتامین ها را از بین میبرد اما به هرحال خوردن میوه کامل بهتر از نوشیدن آب آن است اگر باید آب میوه بنوشید طوری بنوشید که دهانتان پر شود و آن را آرام آرام غورت دهید چرا که باید اجازه دهید که آب میوه با بزاق دهانتان قبل از غورت دادن آن کاملا ترکیب شود

سلف سرویس

داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، از رستوران سلف سرویس؛ هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفت. وی که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست. با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت.از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود،نزدیک شد و گفت:«من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟»

مرد با تعجب گفت:« ولی اینجا سلف سرویس است.»
سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید،بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید!»

امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیتها، شادیها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد؛ در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟ که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم، برگزینیم.

فرودگاه جبل الطارق....

تقاطع جاده با ریل دیده بودیم اما تقاطع فرودگاهوخیابون ؟؟؟؟؟

نمايش اندازه واقعی

 
 
 
ادامه نوشته

هرکدوم از این عکسا چه چیزایی رو یادتون مییاره؟

 

پرشیا فان  - Persia Fun Group - persiafun.ir

پرشیا فان  - Persia Fun Group - persiafun.ir

عشق ودیوانگی

در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی كاری خسته و كسل شده بودند.ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت بياييد يك بازي بكنيم مثل قايم باشك. همگي از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورا فرياد زد، من چشم مي گذارم و از آنجايي كه کسی نمي خواست دنبال ديوانگي برود همه قبول كردند او چشم بگذارد.ديوانگي جلوي درختي رفت و چشم هايش را بست و شروع كرد به شمردن .. يك .. دو .. سه .. همه رفتند تا جايي پنهان شوند. لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد، خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد، اصالت در ميان ابرها مخفي شد، هوس به مركز زمين رفت، دروغ گفت زير سنگ پنهان مي شوم اما به ته دريا رفت، طمع داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد و ديوانگي مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد …. و همه پنهان شدند به جز عشق كه همواره مردد بود نمي توانست تصميم بگيريد و جاي تعجب نيست چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است، در همين حال ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد نود و پنج … نود و شش. هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و بين يك بوته گل رز پنهان شد.

فرياد زد دارم ميام. و اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود زيرا تنبلي، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود و بعد لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود، دروغ ته درياچه، هوس در مركز زمين، يكي يكي همه را پيدا كرد به جز عشق و از يافتن عشق نا اميد شده بود. حسادت در گوش هايش زمزمه كرد تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.ديوانگي شاخه چنگك مانندي از درخت چيد و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو كرد و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي دست كشيد عشق از پشت بوته بيرون آمد درحالی که با دستهايش صورتش را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي توانست جايي را ببيند او كور شده بود! ديوانگي گفت من چه كردم؟ من چه كردم؟ چگونه مي توانم تو را درمان كنم؟ عشق پاسخ داد تو نمي تواني مرا درمان كني اما اگر مي خواهي كمكم كني مي تواني راهنماي من شوي.و اينگونه است كه از آنروز به بعد عشق كور است و ديوانگي همواره همراه اوست!

شيشه اي مي شکند …

يک نفر مي پرسد…چرا شيشه شکست؟


 مادري مي گويد…شايد اين رفع بلاست يک نفر زمزمه کرد


 باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد، شيشه ي پنجره را زود شکست.


 کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرورشکست، عابري خنده کنان مي آمد…


 تکه اي از آن را بر مي داشت… مرحمي بر دل تنگم مي شد…


 اما امشب ديدم… هيچ کس هيچ نگفت، قصه ام را نشنيد…


 از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است ؟؟

عوامل ایجاد كنندة فشار روانی (استرس ) و راههای مقابله با آن

" هنگام صحبت كردن دربرابر جمع ناراحت می شوید . كارها بسیار زیاد است اما وقت كمی برای انجام آنها دارید . در حضور رئیس تان یك نفر شما را به اهمال كاری و بی لیاقتی متهم می كند . از دیدن افراد غریبه

معذ ب می شوید . از محیط پرسرو صدای اطراف خود خسته شده اید . به سلامت والدین خود توجه زیادی دارید . بیان احساسات ، برایتان مشكل است و… "

تمامی مثال های فوق بیانگر شرایطی است كه می تواند در فرد ایجاد فشار روانی نماید . عوامل جسمانی ، اجتماعی، سازمانی و اشتغال ذهنی فرد در مورد خودش ، هر كدام به نحوی در شكل گیری و ایجاد استرس سهیم هستند .

خانواده یك سازمان است و مقررات گوناگون حاكم بر هر خانواده ممكن است خانواده را دچار تعارض نماید . مؤسسات آموزشی ، اداری و حتی خوابگاههای دانشجویی به عنوان یك سازمان ، قوانین و مقررات خاصی را دارند كه ممكن است فرد را در رعایت و عمل به آنها دچار مشكل نموده و بر وی استرسی وارد نمایند . ارتباط با افراد و شخصیت های گوناگون از جمله افراد پرخاشگر و عصبانی و یا افرادی كه دچار مشكلات شخصیتی هستند می تواند از جمله عوامل اجتماعی ایجاد كننده در بروز فشار روانی باشند. خلاصه مشكلات جسمانی خود فرد (بیماری ، فقدان و یا نقص عضو ) و اشتغال ذهنی فردی ، از جمله عواملی هستند كه فرد را در مواجهه با محركهای تنش زا دچار مشكل می نمایند واسترس رابرای فرد به همراه می آورند .

ادامه نوشته

این هم یک معرفی مختصر رشته ی ارتوپدی فنی ، ارتز و پروتز یا فارسیش اعضای مصنوعی و وسایل کمکی.

رشته ای که واردش شدم بر حسب اتفاق اما کم کم فهمیدم دوستش دارم.

رشته ای که خیلی برای همه آشنا نیست اما در حال پیشرفته مخصوصا خارج از ایران.

رشته ای از شاخه های رشته های پیراپزشکی از نوع توانبخشی.

رشته ای که بیشتر بهش می خوره مامانش مهندسی پزشکی باشه.

رشته ای که چندتا از واحدهای مهندسی هم علاوه بر چندتا واحدهای رشته های پزشکی توش پیدا می شه. (یه چیزی تو مایه های شترمرغ.) اینه که به کارشناس ارشدای این رشته می گن مهندس!

و مهم تر از همه رشته ای که وقتی کسی اول ازت می پرسه بهش اسمشو می گی بدون شک حتما می پرسه چییییییی؟؟( با چشمای گرد و صدای جیغ مانند) دوباره تکرار می کنی تا از اون وضع و قیافه درش بیاری اما اینبارم واقعا نمی دونه چیه بعضیا می گن چه عالی! ( برا اینکه کم نیارن)

بعضیا می گن چی هست حالا؟ تو مایه های پرورش اندامه نه؟

بعضیام می گن روبات می سازین؟ ( نه دیگه به این شوری یه تیکه هایی از آدمه روبات می شن )

 بعضیام اصلا به رو خودشون نمی یارن اما چند وقت بعد از این و اون می پرسن راستی فلانی چی میخونه؟

بعضیام می گن حالا کاردانیه؟!! بعضیام می گن اسمش با کلاسه خودش چی ؟؟

بعضیام که سری تو سرا دارن قشنگ گوش می دن تا براشون توضیح بدی.

به هر حال برخورد با این عکس العملها کار همیشگی این چندمدت من بوده. 

شمام نظرتونو راجع بهش بدین خوشحال می شم و جنبه ام هم رفته بالا.

انواع آدم هـا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
ادامه نوشته

دعوت به همکاری.....

هرکدوم از دوستان که مایل به همکاری دروبلاگ کلاس هستن رمز،نام کاربری وزمینه کاری خودشون رو بگن که ازشون استفاده کنیم.

ممنون از همکاری تون. 

خاطرات عزرائیل

شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسيدگي به کارهاي شخصي ام ولي
مگه اين مردم ميذارن؟!

يکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هيچکدام از کارهاي اداريم نرسيدم.
8753 تصادفي ،6893 اعدامي،9872 تزريقي، 44596 ايدزي، و يک نفر بالاي 145
سال سن رو واسه خاطر يک آدم عوضي وقت نشناس از دست دادم.... براي خودکشي
اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاري ميکردم ديگه روحش بيدار نميشد!

ادامه نوشته

شب امتحان : خوابگاه دختران | خوابگاه پسران

شب - خوابـگاه دخــتـران - سکـانس اول: 

(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

ادامه نوشته

چرا ایرانیا نمی تونن درس بخونن!

سال 365 روز است. در حالی که:

1)در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقی میماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.

ادامه نوشته

ایرانی ها تو اون دنیا

هر قوم و ملیتی یک سری عادات بدی دربینشان هست که غیر قابل انکار است،این مطلب هم تنها نگاهی طنزآمیز است به بعضی از این عادتها.

در این مطلب هیچ قصد توهینی به هیچ یک از مراسم و یا سنت ها مطرح نیست.

یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون!

به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن!

اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد!

آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است!

من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن.

. خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، بنده های من هستند و بهشت به همه بنده های من تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست!

برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!!

جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟

جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟ شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا!

شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!

تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!!

جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...

بالاخره نفهمیدیم ناسا برای امریکاست یا ایران؟ !!!! ...

پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا
فيروز نادري مدير برنامه اجرايي سياره مريخ در ايستگاه فضايي ناسا
حميد برنجي عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا
قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا
كاظم اميدوار عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا
رضا غفاريان مهندس لابراتوار نيرو محركه جت ايستگاه فضايي ناسا
پروفسور پرویز معین رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا
پروفسور صمد حیاتی عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
عبد الحميد كريمي در رابطه با ساخت موشك هاي فضايي در ناسا فعاليت دارند
خانم دكتر مقدم در آزمايشگاه پيشرانش جت در ناسا بر روي رادارها كار ميكند
و ...
طبق آخرین آماری که گرفته شده و در روزنامه Space چاپ شده، 43 درصد ناسا از پژوهشگران ایرانی می باشد .

تناقضات زمان ما

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم، راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر، آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را،

ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

ادامه نوشته

شما خودتون قضاوت کنید؟

یه جور کل کل شاعرانه ست که شاعرا جواب همدیگه رو دادن با شعراشون بخونی ضرر نمی کنی :
ادامه نوشته

خاطراتی چند از مسعود ده نمکی...

شاگرد شوفر

وقتی یک شاگرد شوفر، مکبر نماز شود، بهتر از این نمی‌شود. يه روز حاج آقا رفت به ركوع، هر ذکر و آیه‌ای بلد بود خواند تا کسی از نماز جماعت محروم نماند. مکبر هم چشم هایش را دوخته بود به ته سالن و هر کسی وارد شد به جای او یا الله مي‌گفت. برای لحظاتی کسی وارد نشد و مكبر بنا به عادت شغلی اش بلند گفت : «یاالله نبود... حاج آقا بریم !!!»
چند نفري از صف اول زدند زیر خنده. بیچاره حاج آقا را دیدم که شانه هایش حسابی افتاده بودند به تکان خوردن.

ادامه نوشته

دعوا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته