با لاله که گفت...
با لاله که گفت...
ازدیده به جای اشک خون می آید...
دل خون شده،ازدیده برون می آید
دل خون شده از غصه که از قصه عشق
میدیدکه آهنگ جنون می آید
می رفت ودو چشم انتظارم بر راه
کان عمرکه رفته،باز چون می آید؟
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دلسوخته و غرق به خون می آید
کوتاه کن این قصه جانسوز ای شمع
کز صحبت تو،بوی جنون می آید
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 20:40 توسط محمدی
|